اصول آموزش و پرورش تطبیقی
8 آبان 1399
ارسال شده توسط کارشناس آموزش مجازی مرکز ترویج علوم انسانی
اصول آموزش و پرورش تطبیقی
اصول آموزش و پرورش تطبیقی
اصول آموزش و پرورش تطبیقی: دکتر محمدعلی فرجاد در کتاب آموزش و پرورش تطبیقی به بررسی ویژگی های آموزش و پرورش می پردازد
در آموزش و پرورش مجموعه دانشها، عقاید، آداب، سنتها و خصوصیات اخلاقی و قومیجامعه مطرح میشود. عوامل مزبور در جامعههای مختلف صورتهای گوناگون دارند و بهاین جهت نمیتوان یک نظام آموزشیایده آل که در تمام سیستمها به طور یکنواخت قابل عمل و اجرا باشد، ارائه کرد.
از سوی دیگر، هیچ نظام آموزشی به خودی خود کامل و بدون عیب و نقص نیست. هر سیستم آموزشی با توجه به کمبودها و نارسائیهایی که دارد پوسته در صدد رفع نواقص خود و گرایش به سوی کمال است و به عبارت دیگر، نظام آموزشی به آنچه دارد قانع نیست و به آنچه ندارد میاندیشد. این خود انگیزهای برای رشد آن و رسیدن به کمال به شمار میآید. و کمبودها و نارسائیهای یاد شده را میتوان در نیازهای مالی و معنوی آن خلاصه کرد. آموزش و پرورش نهادی است که جامعه و مردم بیش از سایر نهادها به آن توجه میکنند و به همین جهت، انتظارات مردم از آن بیش از سایر تشکیلات مملکتی است. آموزش وپرورش نهادی است پویا و پیوسته در حال دگرگونی و حاصل کار آن هنگامیمیتواند رضایت بخش و مفید باشد که به خواسته ها و امیال جامعه پاسخ بدهد. در سایه آموزش و پرورش صحیح میتوان برای مردم جامعه زندگی بهتر و مرفه تری ایجاد کرد و هم چنین، آموزش و پرورش میتواند تحت روشها و اصول نادرست وسیلهای برای سقوط و نابودی جامعه تلقی شود. در مورد اخیر باید به شیوه تعلیم و تربیت جامعه آلمان در زمان حکومت دیکتاتوری هیتلر اشاره کرد پیروان حزب نازی تحت تعلیمات غلط اجتماعی به جنایتهای هولناکی دست زدند. از جمله، کودکان و زنان و اسیران جنگی را در کورههای آتش سوزاندند. شعار جوانان و تحصیلکردگان این حزب، «آلمان مافوق همه» که بر پایه یک تفکر نادرست استوار بود، آن همه مصائب برای آلمان و برای کشورهای اروپا آفرید.
ارزش و کاربرد هر سیستم آموزشی به هدفهای آن وابسته است. هدفهای آموزشی که خود مبنای مقایسه نظامهای مختلف هستند، سمت و سوی عملکرد نظام را مشخص میکنند. به علاوه در تعییناین هدفها عوامل بیشماری دخالت دارند، که برای مقایسه دو سیستم آموزشی با یکدیگر بناچار باید به آنها توجه کرد.
هدفهای آموزش وپرورش
با اینکه هدفهای آموزش و پرورش در کشورهای مختلف جهان متفاوت است با وجوداین، وجوه مشترکی بین آنها وجود دارد. بسیاری از هدفهای آموزشی جنبه عام دارند و در همه کشورها پذیرفته شدهاند، مثل پرورش انسان متقی و سالم، با پرورش انسان اخلاقی و کارآمد. با اینکه پارهای از هدفها به ظاهر شبیه و یکسانند، معذلک، از آنجا که آموزش و پرورش با پدیدههای گوناگون مذهبی، نژادی، ملی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیوندی محکم دارد و عوامل مزبور در روشهای اجرایی نظام آموزشی نقش مهمی ایفا میکنند، در عمل تفاوتهای زیادی بین آنها به چشم میخورد.
نظامهای آموزشی به منزله ابزارهائی هستند که از یک سو برای پیشرفت اجتماع و از سوی دیگر برای حفظ میراث گذشتگان و ارزشهای انسانی جامعه به کارگرفته میشوند. نظام ارزشها در جوامع مختلف متفاوت است. درجایی، به مسائل عقیدتی و اخلاقی بیش از هر چیز دیگر توجه میشود و در جای دیگری، مسائل ملی و قومیو آداب و سنن اجتماعی و بالأخره مسائل سیاسی و اقتصادی بیش از امور دیگر مورد نظر قرار میگیرند. همچنین، میان برخی از هدفهای آموزشی ظاهرة تضاد وجود دارد، از قبيل پرورش به منظور رفاه اقتصادی یا پرورش به منظور تربیت انسان متقی و پرهیزگار. یا، پرورش به منظور تقویت مبانی ملی و قومی یا پرورش به منظور تربیت انسان نوعدوست باید همواره در نظر داشت که هر یک ازاین هدفها در حد خود لازمند ولی در حد افراط ممکن است مشکلاتی را پدید آورند.
برخی از هدفهای آموزشی را که در اغلب نظامهای آموزشی جهان به صورت مشترک گنجانده شدهاند، میتوان به شرح زیر بیان کرد:
-
تقویت مبانی مذهبی و اخلاقی در دانش آموزان؛
-
پرورش تن و روان دانش آموزان باایجاد مهارتهای علمیو بهداشتی در آنها؛
-
آموزش و مهارتهای علمی، فنی و هنری به دانش آموزان؛
-
آشنا ساختن دانش آموزان به طرز تفکر درست و منطقی؛
-
آشنا ساختن دانش آموزان به مبانی ملی و میراث تاریخی؛
-
مهیا ساختن جوانان برای احراز شغل؛
در یک نظام جامع آموزشی، باید به همهاین هدفها در حد لازم توجه شود، نه آنکه یک یا چند مورد از آنها مورد تاکید قرار گیرد و تمام فعالیتها و تلاشهای آموزشی مصروف تقویت آنها گردد و بقیه به فراموشی سپرده شوند.
بررسی هدفهای آموزش وپرورش
نظام آموزشی بر پایه هدفهای آن استوار است واین هدفها جز خواستههای منطقی جامعه چیز دیگری نیست. چرا که در نظامهای دموکراسی به مردم حق داده شده است درباره مسائل اجتماعی، از جمله درباره تعلیم و تربیت فرزندان خود اظهارنظر کنند و از مسئولان امر بخواهند که به خواسته ها و ایدهآلهای آنها در حد معقول و منطقی توجه شود. این حق کاملا قانونی است، زیرا این مردم هستند که هزینههای آموزش و پرورش را با دادن مالیات و عوارض میپردازند.
پس در بررسی هر نظام آموزشی قبل از هر کاری باید به شیوههای حکومتی آن جامعه توجه کرد. بدیهی است، نظام آموزشی در حکومت استبدادی با نظام آموزشی در حکومت دموکراسی کاملا فرق دارد، هر چند که ممکن است بسیاری از هدفهای آنها ظاهرة و به طور مدون مشابه یا مشترک باشند. به همین دلیل است که یکی از صاحبنظران علم آموزش و پرورش تطبیقی به نام «کندل » میگوید: «در بررسی نظامهای آموزشی، نخست باید ایدئولوژی و فلسفههای اجتماعی حاکم بر جوامع مختلف را مورد مطالعه قرار داد و سپس به مقایسه آنها پرداخت. » یعنی : هدفهای آموزشی کشورهای مختلف بر پایهایدئولوژیهای اجتماعی آنها استوار است و برای مقایسه سیستمهای آموزشی کشورها، نخست باید هدفهای کلی و فلسفی آنها را با هم سنجید.
اصول آموزش و پرورش تطبیقی دارای دو مشخصه است:
-
حفظ میراث فرهنگی
-
اصلاح و بازسازی آن در طول تاریخ حیات اجتماعی جامعه.
دیدگاهتان را بنویسید