اصول تدریس به روش CLT
28 مهر 1399
ارسال شده توسط کارشناس آموزش مجازی مرکز ترویج علوم انسانی
اصول تدریس به روش CLT
اصول تدریس به روش CLT: به همت مرکز ترویج علوم انسانی دکتر ابوطالب بیگ محمدی، استاد آموزش زبان انگلیسی، در دورههای مجازی آموزش زبان انگلیسی به تدریس پرداخت.
وقتي از اصول CLT در کلاس تبعيت ميکنيم و فعاليتهاي خود را در کلاس براساس آن تدوين ميکنيم، اين نيست که از ابتداي کلاس يک ساعته يا 90 دقيقهاي بچهها فقط conversation داشته باشند يا فقط ديالوگ (گفت و شنود) داشته باشند، فقط فعاليت-هاي شفاهي و بياني داشته باشند، اين ذهنيت غلطي است به اين خاطر که CLTهمان قدر که به productive skills ميپردازد به recepted skills هم ميپردازد که چون خيلي مرتبط است با فرآيند آموزش بيشتر به ابعاد اين موضوع خواهيم پرداخت. بنابراين:
اصول تدریس به روش CLT
Students have to use language productively and receptively as these are needed authentic communication
به اين دليل که باز در ارتباطات واقعي در جهان واقعي (In real world situation) انگليسي زبانها هم جاهايي در زندگي روزمره جاهايي را گوش ميکنند، زبان شنيداري را دريافت ميکنند و برداشت و فهم آنها از زبان شنيداري و گفتاري کمک کند تا تعاملات آن روزشان پيش برود و در موقعيتهاي ديگري هم زبان را خودشان توليد ميکنند يعني شروع ميکنند به صحبت کردن و ديگران به آنها گوش ميکنند، پس هم از نظر productive و receptive در Authentic communication درواقع Native speaker ها با اين جنبهها درگير هستند و زبانآموز هم بايد به همين روش پيش برود.
Students should be given opportunities to be coached on strategies improving their comprehension and their learning style and process
باز هم در تفاوتهاي برجستهاي که روشهاي آموزشي مبتني يا موازي با اصول و خط مشيهاي CLTبا روشهاي سنتي دارند، يکي از آنها بحث آموزش استراتژيها است. در روشهاي سنتي خيلي درخصوص راهبردهاي يادگيري ترفندها و تکنيکهايي که بتوانند مؤثرتر باشند، خيلي پرداخته يا بررسي نميشوند، اما در CLTاين قضيه اهمیت به سزايي دارد و خيلي روي آن تأکيد ميشود. ما ميخواهيم از يکي از اين راهبردها شروع کنيم و در مورد آن صحبت کنيم و ميتواند در آموزش ما در کلاس کارآمد و مهم باشد به عنوان يک بحث عملي درخصوص آموزش به آن نگاه کنيم بيشتر بحثهاي ما تا الان تئوريک بوده اند.
در مورد استراتژيهايي که براي خواندن (Reading) لازم هستند، اصولاً فعاليتهايي که ميشود براي خواندن تدوين کرد يا طراحي کرد:
به دو بخش فعاليتهاي extensive و intensive ميتوانند تقسيمبندي شوند که در extensive Reading خواندني که زبانآموزان انجام ميدهند، حالت خواندن داستان يا روزنامه وار هستند و حجم زيادي را شامل ميشوند و خيلي درگير نکات و ظرايف زباني نيستند و به معني خاصي که جملات ميتوانند داشته باشند، خيلي درگير نميشوند، ولي در intensive Reading ممکن است متن کوتاهتري را بخوانند، ولي ميتوانند آن را تحليل و بررسي کنند.
در روشهاي سنتي آموزش Reading اصولاً اتفاق خاصي نميافتاد، استاد يا خودش متن را ميخواند يا از يکي از بچهها که توانايي خواندن اش بهتر از بقيه بود تقاضا ميکرد که متن را بخواند و در نهايت توضيحاتي در مورد آن داده ميشد يا ترجمه ميشد يا در همان ابتدا جمله به جمله وقفهاي ايجاد ميشد، ترجمة متن ارائه ميشد و در نهايت هم به سؤالات آن جوابهاي لازم داده مي-شد، فرضاً کل فعاليت Reading را تشکيل ميداد. ما در روشهاي آموزشي CLTميگوييم که آموزش فعاليت Reading را به چند فاز تقسيم بندي ميکنيم. فاز پيش از خواندن را داشته باشيم که خيلي در اين فاز با متن موردنظر کاري نداريم، فقط موضوع يا مضمون آن متن را حالا فرضاً در مورد حفاظت از محيطزيست است ما آن موضوع را برميداريم و حول آن موضوع فعاليتهايي را انجام ميدهيم. اين فعاليتها ميتواند مثلاً تماشاي يک کليپ کوتاه در مورد حفاظت از محيط زيست به زبان ساده باشند.
پس ميتواند تماشاي يک کليپ مرتبط با موضوع، خواندن يک خبر يا تيتر يا يک نوشته و خيلي کوتاه در مورد تهديدهاي زيست محيطي يا حفاظت از محيط زيست باشد، ميتواند يک lecture کوتاه باشد که يک نفر در اين خصوص ارائه ميکند. برآيند اين کارها اين است که ذهن يا اذهان زبانآموزان برود به سمت سوژه و مضمون و موضوع Reading که فرضاً حفاظت از محيطزيست است. در اين فاز فعاليتهاي جالب ديگري را هم ميشود انجام داد؛ به عنوان نمونه ميشود يک Task را انجام داد يا ميشود يک سري از کلمات را با توجه به سطح و تواناييهاي کلاس ذخيرة واژگاني اعضاي کلاس ميشود 4، 5 حتي 10 تا از کلمات مهمي را که ميتوانند نقش آفريني در چنين متني استخراج کرد، آموزش داد و با آنها جمله ساخت. نظريات نظريه پردازان در اين خصوص خيلي متنوع است عدهاي موافق اين کار هستند و عدهاي مخالف اين کار هستند و عدهاي محدوديت دارند، ولي کليت آن را شما بايد با آن آشنا باشيد که مثلاً تعدادي از اين کلمات را ميشود روي آنها مانور داد. بعد خيلي مهمي که بايد در کلاسهايمان روي آن تأکيد خاصي داشته باشيم، بحث هم آيندها يا Collocation ها که کلماتي که خوب با هم ديگر کنار هم قرار ميگيرند و عبارتهاي خوبي را با هم ميسازند.
اصول تدریس به روش CLT
اين collocation ها را ميشود بيان کرد و شايد يکي دو تا از ساختارهاي دستوري استفاده شده در متن هدف را هم بشود به يک بهانه اي در مرحلة پيش از خواندن واقعي کار کرد و يک مقدار تمرين کرد. کلاً تمام اين فعاليتها در مقطعي روي ميدهند که ما هنوز وارد مرحلة خواندن متن اصلي نشده ايم صرفاً داريم با اين فعاليتها را ذهن زبان آموزان را ميبريم به سمت موضوع و سوژهاي که قرار است در متن اصلي بررسي و ارائه شود. در مورد روشهاي تدريس متن يکي اين که از نگاه Teacher بايد آموزش ارائه داده شود به زبان آموزان که passage ها و Textها يک موجود زنده اند، عنوان دارند، Title ، subheading دارند يعني هر پاراگراف بايد يک عنوان کوچک داشته باشد و هر پاراگراف يک جملة آغازين يا opening sentenceخيلي مهمي دارد که عصاره و خلاصة آن پاراگراف است.
در ادامة آن پاراگراف supporting sentences قرار ميگيرند که جملات حامي و پشتيبان هستند و همه در راستاي يا مرتبط با آن Topic sentence هستند و جملهاي پيدا نميشود که تقريباً که ارتباطي با آن وجود نداشته باشد. در اين صورت irrelavante است و بايد حذف شود، بسياري از passage ها و Textها يک سري ويژگيهايي دارند؛ از جمله تصاوير حاشيهاي دارند که خيلي کمک ميکند به درک مطلب و بايد به آنها توجه شود. اگر بخواهيم استراتژيهاي آزمون محور را آموزش بدهيم که هم آزمون محور هستند و هم در Authentic communication خيلي کاربرد دارند در آزمون و هم پاسخگويي به سؤالات خيلي به زبان آموزان کمک ميکنند دو تا از مهمترينها skim و scan کردن هستنند که با نگاه سريع يا حرکات چشم آموزش داده ميشوند که ميتواند فرضاً به حالت عمومي باشد، کج باشد بايد نگاه سريع ما سعي ميکنيم محتواي متن را بررسي کنيم ببينيم کلاً در چه مورد است يا اگر دنبال اسم، سوژه يا عدد خاصي هستيم آنها را در text پيدا کنيم .اين استراتژيها بايد آموزش داده شوند.
اينکه اگر ما فرضاً ده ثانيه وقت داريم و يک متن هشتصد، نهصد کلمهاي در پيش روي ما، چطوري ميتوانيم در اين ده ثانيه سريع متوجه شويم که اين کلاً در چه مورد است يا به آنها آموزش بدهيم که عنوان را حتماً بخوانند ترجيحاً پاراگراف اول را سريع يا کامل يا چند جملة آن را بخوانند و پاراگرافهاي بعدي را Topic sentence يا جملههاي آغازين را بخوانند و قسمت نتيجه گيري را نگاه کنند که بتوانند برداشت کلي از محتواي آن متن داشته باشند. اين استراتژيها در روشهاي سنتي جايگاهي ندارند، کسي خيلي در مورد آنها صحبت نميکند و فقط متن را ميخوانند و ارائة توضيحات در مورد ترجمة متن است.
فراتر از اين سري استراتژيها هم هستند که به مرور زمان تبديل ميشوند به Learning style که اگر صحيح و درست نيستند بايد قبل از اينکه خيلي رسوب کنند روي ذهن، اين موارد را بايد اصلاح کرد. به عنوان مثال در روش سنتي دانش آموز يا دانشجو در خواندن متن رفتارش به اين شکل است، چون آموزش استراتژي نديده است، شروع ميکند به خواندن يک متن که در کتاب درسي است و در خط اول يا خط دوم در کلمة هشتم، چهاردهم يا بيست و ششم فرقي ندارد، اگر به کلمه يا واژة جديدي ميرسد که ناشناس است در آنجا متوقف ميشود و به ديکشنري مراجعه ميکند يا از اپليکيشن تلفن همراه چک ميکند به هر حال معني آن کلمه را استخراج ميکند، معمولاً با مداد مينويسد و بعد همين متن را ادامه ميدهد دوباره خط بعدي هم به همين ترتيب عمل ميکند و اين text ششصد يا هفتصد کلمهاي را دو الي سه ساعت ميخواند تا صرفاً فقط کلمات را استخراج کند يا جاهايي که از نظر دستوري مشکل دارد و متوجه نميشود روي آنها را خيلي توقف کند و سعي کند کد دستوري آن فعل را باز کند.
اين روش يک روش جالب و کارآمدي نيست و واقعيت اين است که استراتژيهاي خواندن، براي چنين زبان آموزي ارائه نشده اند که از اين روش منسوخ استفاده ميکنند. ما آموزش ميدهيم که وقتي قرار است متني را بخوانيم بعد از اين که به تصاوير و عنوان، Topic sentence ها نگاه کرديم و متن را skim و scan کرديم در مرحلة بعدي ما متن را بايد سرعتي بخوانيم بايد از روش speed reading استفاده کنيم و passage مورد نظر را با سرعت خيلي بالا از ابتدا تا انتها بخوانيم اگر امکان اين وجود دارد يکي دو باري آن را تکرار کنيم. براي اينکه در دفعات اول که ما متن را ميخوانيم بايد برداشتي از مفهوم کلي آن داشته باشيم تا بدانيم آن متن کلاً در چه موردي است و براي رسيدن به اين هدف حتماً بايد کل متن را بخوانيم و خواندن کل متن چون هدف خيلي استراتژيک است و بايد خيلي سريع بدست بيايد به خاطر اينکه نبايد وقت زيادي سر اين قضيه تلف شود، پس بايد آن را سرعتي بخوانيم و نبايد وقفه داشته باشيم. مثلاً براي چک کردن واژههاي جديد، پس تکنيک speed reading ميتوانيم استراتژيهايي را آموزش بدهيم که هميشه حرکت چشم جلوتر از پردازش چشم باشد که ذهن با سرعت به دنبال چشم حرکت کند و چشمها متوقف نشوند. حتي آموزشهاي ظريف تر از اين هم در بحث Speed Reading وجود دارد.
مثلاً از مداد يا خودکار يا حتي انگشت استفاده نکنيم براي ردگيري جملهها بيشتر به چشمها تکيه کنيم در هر نگاهي وسعت ديد خود را بيشتر کنيم در هر نگاهي که به جمله داريم سه الي چهار کلمه را ببينيم، collocation ها را با هم ببينيم و تک تک نبينيم و خيلي از مسائل ديگري که از بحث speed Reading ميتواند اين موارد را سرچ کنيم و ياد بگيريم، وقتي اين speed Reading انجام ميشود و تا آخرش خوانده ميشود در کمترين زمان ممکن يک برداشتي از کليت آن passage حاصل ميشود و خواننده ميداند که آن passage در چه مورد است.
اصول تدریس به روش CLT
اگر يکي دو بار هم آن را تکرار کند به درک بهتر و عميق تري از آن ميرسد، اصطلاحاً کم کم از Reading the lines ، Reading between the line، Reading be yond the lines از مرحلة اول ميرسيم به مرحله بالاتر؛ مثلاً به مفاهيم نهفته در دل آن متن به شکل ضمني هم ميتوانيم پي ببريم علاوه بر اينکه معناي ظاهري يا اوليه را هم در دفعات اول متوجه شديم، بنابراين به دفعات ميشود Speed Reading را روي آن text کار کرد و هر بار درصد بيشتري از مطلب آن را متوجه شد و بعد متن را تحليل کنيم پاراگراف به پاراگراف، جمله به جمله، کلمه به کلمه، استاد توضيحاتي ارائه کند و تحليل کند، بچهها چه درکي داشتند، اگر متوجه نشدند چه مشکلي داشتند و آن مشکل را توضيح بدهد و فاز post-reading يا بعد از خواندن را هم داريم که به خاطر اينکه مهارتها را بايد اصولاً تلفيقي را ارائه بدهيم که يکي از بحثها روز است.
ما در post-reading ما فعاليتهايي را ميگذاريم که قوام بدهند به اين فعاليت خواندن هر چيزي که در خواندن متن کسب شده است کمي جايگاه مطمئنتري در ذهن پيدا کند، کمي در ذهن رسوب کند، چون از نظر روانشناسي يادگيري بسياري از مطالبي که ارائه ميشوند، کارشناسي يا کار ميشوند شايد روي حافظة کوتاه مدت باشند و بعد از چند ثانيه يا چند دقيقه فراموش شوند، پس ما بايد با يک سري فعاليتهاي موازي و تثبيت کننده قدر اين آموختهها را بدانيم و بتوانيم آنها را در ذهن خودمان نگه داريم .در فعاليتهاي بعد از خواندن ميشود به راحتي به اين مهارت دست پيدا کرد، براي مثال ميتوانيم از آن text موردنظر از آن passage هدف که خوانده شود. کلاس و تحليل شده است ميتوانيم از آن يک lecture درست کنيم، خلاصه بنويسيم يعني زبان آموزان بنويسند، ميتوانند فعاليتهاي ديگري داشته باشند که حتي فعاليتهاي جالب تر از اين هم وجود دارد که حالا در قسمتي از مباحث خود به آن اشارهاي خواهيم داشت.
اين نکته فراموش نشود که بعضي از مواقع بخشي از استراتژيهاي آموزشي ما ممکن است خيلي رنگ و بوي علمي يا تأييد شده در محافل علمي شايد داشته باشند، ولي به دليل الزامات ناشي از آزمونهاي خيلي مهم مثل کنکور مجبور بشويم يک سري از استراتژيهايي را هم در راستاي چنين آزمونهايي که سرنوشت ساز هستند، آموزش بدهيم به عنوان مثال ممکن است به دليل دغدغة کنکور ممکن است اين را در کلاس آموزش بدهيم که زبان آموزان ابتدا سؤالها را بخوانند و وقتي سؤالهاي متن را مي خوانند هر سؤالي را decode کنند.
اصول تدریس به روش CLT
يعني کاملاً به آن مسلط شوند که سؤال چه چيز ميخواهد و keyword هاي آن سؤال را highlight کنند و بعد از آن با اين ذهنيت که اين پنج سؤال Reading چه چيزهايي را ميخواهند و مفاهيمي که به دنبال آن هستند را highlight شده است و ما مجهز به اين اطلاعات هستيم، حالا با اين پيش درآمد بيايند متن را بخوانند و هرجايي که مرتبط به سوژههاي مورد تقاضاي سؤالها است در آنجا سرعت را پايين بياورند و سعي کنند به جواب برسند، پس ميتوانند بحث هايي از آموزش استراتژيک ما به خاطر دغدغة آزموني مثل کنکور به ويژه در مناطقي که بچهها امکان داشتن کلاسهاي فوق برنامه و کلاسهاي کارآمد براي بالابردن ضريب زبان انگليسي خود را ندارند، ميتوانيم در کلاسهاي معمولي با کار مضاعف اين کار را انجام بدهيم که در کلاسهاي استانداردشان آشنا شوند با استراتژيهايي که سرنوشت علمي آنها را معين خواهد کرد. اين يک نمونه از آموزش راهبردها و استراتژيها بود شايد درخصوص Reading خيلي خلاصه و به نحوي بداهه به آن پرداختيم که ببينيم وقتي به آموزش Reading ميرسيم فقط بحث ما اين نيست که متن را بخوانيم و کلمه به کلمه ترجمه و فکر کنيم که داريم Reading را آموزش ميدهيم و روش درستي را داريم پيگيري ميکنيم. ممکن است بچهها و زبان آموزان هم تراز اعضاي کلاس شما در يک کلاس ديگر با يک استاد ديگر مجهز به انواع راهبردها شوند و در آن رقابت علمي خيلي خيلي جلوتر باشند.
The teacher acts as a facilitator is setting up communicative activities and as an advisor or guide during the activities. Students are therefore encouraged to construct meaning through genuine linguistic interaction with others
اصول تدریس به روش CLT
باز هم ميتوانيم بگوييم که مدرس کلاسي که تابع اصول CLTاست نقش آفريني اش با مدرس کلاسي که تابع روشها و متدهاي سنتي است متفاوت است چرا؟ چون خيلي کلاس آن مدرس Teacher-fronted نيست و کلاسهاي سنتي teacher-fronted بودند و مدرس ستون اصلي کلاس بود و authority کلاس بود به مرور زمان اين وضعيت مقداري تعديل شده است و شايد هم learner Center کاملاً دارد جايگزين آن ميشود .در CLTميگوييم که مدرس کلاس ميتواند نقشهاي متنوعي ايفا کند از جمله ميتواند facivator (تسهيلکننده باشد) از نظر تدوين فعاليتهاي ارتباط محور و کمک به جاري شدن اين فعاليتها به شکل قابل قبول و استاندارد و ميتواند advisor يا راهنما باشد.
Primary importance given to functions and use rather than form, structure, and usage
يکي از مناقشات سنتي آموزش زبان بين دوگانة use وusage است بسياري از کتابهاي آموزش و روشها يا رويکردهاي آموزش زبان در سالهاي قبل از ظهور CLTبيشتر به Language usage پرداختند به عنوان مثال در GTM و در متدهاي ديگر مباحث بسيار مفصلي ارائه ميشدند درخصوص ويژگيهاي اجزاي مختلف جمله اينکه فاعل چيست شايد جلسات متعددي ارائه ميشده است که مطرح شود که فاعل يا مفعول چه نقشي ندارد يا قيد بايد کجا باشد.
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
سلام وعرض خسته نباشید بسیار مطالب آموزنده بودند